سی و نهمین سالگرد پیروزی انقلاب شکوهمند اسلامی ایران به رهبری آیت الله العظمی امام خمینی(رض) را به عموم مسلمانان جهان و امت قهرمان و شهیدپرورایران تبریک و تهنیت می گوئیم
امروز:
  • یکشنبه,6 اسفند , 1396
  • 2018/25 02/25
  • 2018/25 02/25

کتاب «فرقه‌ای سازی: نقشه‌برداری از سیاست جدید خاورمیانه» منتشر شد

تاریخ ارسال: دوشنبه,18 دی , 1396 | تعداد بازدید : 26 | |
کتاب «فرقه ای سازی» به قلم «نادر هاشمی» و «دنی پاستل» درباره فهم چرایی تشدید درگیری‌های فرقه‌ای در خاورمیانه در سال‌های اخیر منتشر شد. کتاب «فرقه‌ای سازی: نقشه‌برداری از سیاست جدید خاورمیانه» منتشر شد

به گزارش خبرگزاری مهر، در طول چند سال گذشته، روایتی در رسانه‌ها و حلقه‌های سیاست‌گذاری غربی شکل گرفته است که آشفتگی و خشونت خاورمیانه را به نفرت فرقه‌ای کهن نسبت می‌دهد.

 «فرقه‌گرایی» تبدیل شده است به توضیحی کلان برای تقریباً تمام مشکلات منطقه. توماس فریدمن، برای مثال، مدعی است که در یمن امروز، «مسأله اصلی، هفت قرن ستیز برسر این است که چه کسی وارث راستین پیامبراسلام است. سنی‌ها یا شیعیان؟»

نادر هاشمی و دنی پوستل در این کتاب با به چالش کشیدن این روایت، می‌کوشند روایتی جایگزین را برای فهم چرایی تشدید درگیری‌های فرقه‌ای در خاورمیانه در سال‌های اخیر ارائه کنند.

کتاب نشان‌ می‌دهد که چرخش فرقه‌ای در سیاست منطقه عمدتاً پدیده‌ای مربوط به چند دهه اخیر است.

پرسش این است: چه طور جنبش‌ها و خیزش‌های غیرفرقه‌ای یا بینا-فرقه‌ای در سوریه، بحرین و یمن به جنگ‌های فرقه‌ای بدل شدند؟

مطالعه‌های موردی این کتاب نه فقط شامل عراق و سوریه و بحرین و یمن، که در عین حال، ایران، لبنان، کویت و عربستان سعودی را در برمی‌گیرد.

پرسش البته نه فقط متوجه چگونگی فرایند فرقه‌ای شدن، بلکه چرایی آن نیز هست: چرا در سال‌های اخیر، اختلاف فرقه‌ای بین گروه‌های مسلمان به طور چشمگیری شدت یافته است؟

 چه چیز شدت گرفتن درگیری‌های فرقه‌ای در این لحظه خاص در جوامع مختلف و متکثر مسلمان را توضیح می‌دهد؟

برای پاسخ به این پرسش‌ها، نویسندگان واژه فرقه‌ای شدن (sectarianization) را در برابر مفهوم فرقه‌گرایی (sectarianism) پیشنهاد کرده و معتقدند دینامیسم طبقاتی، دولت‌های متزلزل، و رقابت‌های ژئوپلیتیک از جمله عواملی‌اند که در روند فرقه‌ای شدن مؤثر بوده‌اند.

نظام‌های دیکتاتوری خاورمیانه به ویژه عربستان سعودی، که از حمایت غرب برخوردار بودند، از تکثیر و شیوع اسلام انقلابی بیمناک بودند و می‌ترسیدند چنین انقلابی با گذر از خلیج فارس دامن پادشاهی‌های آنها را نیز بگیرد. به همین خاطر، عربستان سعودی و دیگر رژیم‌های اقتدارگرای سنی خیلی زود اقدام به سرمایه‌گذاری‌های گسترده علیه انقلاب ایران کردند. هدف از این سرمایه‌گذاری‌ها به تصویر کشیدن اسلام انقلابی ایران همچون پدیده‌ای فارسی/شیعه، دال بر نوعی انحراف در سنت اسلامی و تحریف پیام پیامبراسلام بود. در آن دوران، با تحریک و پول اعراب خلیچ فارس، مجادلات و مناقشه‌های ضد شیعه به طرز چشمگیری در جهان سنی افزایش یافت، و روابط مسالمت‌آمیز سنی-شیعه، بدواً در پاکستان و سپس در سراسر جهان اسلام تغییر کرد.

یک واقعه بین‌المللی کلیدی دیگر در این دوران، اشغال افغانستان به دست شوروی بود که باعث شد دولت‌های غربی از مجاهدین افغانستانی حمایت کنند. نتیجه شکل‌گیری جنبشی سنی بود که اسلام‌گرایان افراطی را، از جمله اسامه بن لادن و ایمن الظواهری از سرتاسر جهان گردهم آورد. این منظومه نیروها به شکل‌گیری القاعده منجر شد. جهت‌گیری ایدئولوژیک این گروه‌های جهادی سلفی که برپایه خوانشی نو-وهابی از جهان بنا شده بود، هم در عمل و هم در نظر، آشکارا ضدشیعه بود.

نویسنده در این کتاب مدعی است رقابت ایران و عربستان در فهم رشد فرقه‌گرایی در پایان قرن بیستم در منطقه بسیار مهم است. هم ریاض و هم تهران مدعی رهبری جهان اسلام بودند و عرصه رقابت آنها گستره‌ای از شمال آفریقا تا آسیای جنوب شرقی را در برمی‌گرفت.

حمله آمریکا واشغال عراق در ۲۰۰۳، نقطه عطف دیگری در روابط سنی-شیعه بود. سرنگونی صدام و ظهور گروه‌های اسلام شیعه متحد ایران در عراق تعادل قدرت منطقه‌ای را برهم زد. و این زنگ خطری برای کشورهای شورای همکاری خلیج فارس بود. جنگ داخلی عراق که آشکارا بعد از ۲۰۰۶ حالتی فرقه‌ای به خود گرفت، آتش اختلاف شیعه و سنی را شعله‌ورتر کرد. ظهور حزب‌الله در لبنان نیز عامل مهم دیگری در این دوران بود: حزب‌الله  به خاطر مبارزه سرسختانه‌اش علیه اسرائیل باعث افزایش شهرت و محبوبیت شیعیان را در جهان اسلام شد. همین نگرانی در مورد افزایش قدرت و نفوذ شیعیان بود که  شاه عبدالله دوم اردن را واداشت در مورد ظهور شبح یک «شاهنامه جدید» شیعی هشدار دهد.  ترس از همین شبح است که امروز در سطح ژئوپلیتیک در هراس از شکل‌گیری یک هلال شیعی از بیروت تا تهران نمود پیدا کرده است.

بهار عربی در سال ۲۰۱۱، نقطه عطف دیگری در روابط ایران و عربستان و بالتبع روابط شیعه و سنی بود. خیزش مردم منطقه بنیاد اقتدارگرایی در خاورمیانه را لرزاند، و در پاسخ هم ایران و هم عربستان سیاست تشدید فرقه‌گرایی را در دستور کار قرار دادند. اگرچه نویسندگان کتاب، صراحتاً چنین چیزی را نمی‌گویند: دوران پس از بهار عربی را می‌توان دوران پارانویای فرقه‌گرایی دانست: اکنون عربستان توطئه شیعی را در بحرین در کار می‌بیند، و ایران طرح تروریستی سلفی را در خیزش مردمی سوریه در ۲۰۱۱.

نظر به همین شواهد، ادعای اصلی نویسندگان کتاب شکل می‌گیرد: فرقه‌گرایی نمی‌تواند آشوب کنونی در خاورمیانه را توضیح دهد؛ ریشه آشوب را باید در مجموعه‌ بحران‌هایی جستجو کرد که درنهایت به وجود دولت‌های اقتدارگرا در منطقه مربوط می‌شوند.

نظرات شما

نام شما:
پست الکترونیک:
موضوع:
پیام: